تبليغاتX
گوشه -

یه کتاب دارم!

یه کتابی که خودم نوشتمش!

یه کتابی که هنوز هیشکی اونو ندیده!

یه کتابی که توش همه ورقهاش سفیده! پر از سفید! همه اش رو هم خودم نوشتم! همه سفیدیهاشو! حتی نقاشی هایی که توش هست هم کار خودمه!

وا! بهت نگفته بودم که من نقاش بزرگی هستم؟ به هر حال تمام صفحاتش کار خود پدر سوختمه!

می دونی توش چی کشیدم؟ پشت همه اون سفیدی هاش یه عالمه نقاشی پنهون کردم! یه عالمه نامه ننوشته و یه عالمه شعر!
توی یکی از صفحه هاش یه نی نی قایم کردم! نی نیه خیلی آروم خوابیده! به پهلو! کنارش هم یه پستونکه! خوابه خوابه! اسمش رو گذاشتم فیفیلی خوابی! خیلی قشنگ خوابیده! منو یاد مهسا میندازه!

توی یکی دیگه از صفحاتش ، پشت سفیدیش یه آقایی رو قایم کردم که دستش رو برده بالا و داره یه خانومی رو می زنه! دلم شور می زنه! آخه یکی دو صفحه بیشتر با فیفیلی خوابی فاصله نداره! می ترسم بیدار بشه! اگه با اون صداها از خواب بیدار شه حتمامی ترسه و گریه می کنه! سر و صدای دعواشون همه کتابمو پر کرده ! نمی دونم چرا دلم واسه آقاهه می سوزه! خون جلوی چشماشو گرفته! به خاطر همین چشماشو قرمز کشیدم! اما می دونید! خانومه واسم خیلی آشناست! منو باد یکی از عزیزترینام می ندازه! دستشو گرفته روی سرش تا ضربه ها به سرش نخوره! صداش هم در نمیاد که صفحه های دیگه نفهمند! اما آقاهه داره داد می زنه...

توی یه صفحه دیگه اش خودمو قایم کردم! دستام بسته است اما چشمام بازه بازه! همه چیز رو می بینم اما هیچ کاری نمی تونم انجام بدم! نه واسه فیفیلی خوابی نه واسه اون خانوم و آقا! نه می تونم اونایی رو که قایم کردم پاک کنم نه اینکه صفحه فیفیلی خوابی رو عوض کنم!

می رم توی صفحه آخر ! خودمو پشت سفیدیش قایم می کنم و داد می زنم!

داد می زنم و داد می زنم و داد می زنم!

اونقدر داد می زنم که از گلوم خون میاد!

صفحه آخر کتابم دیگه سفید نیست! قرمزه قرمزه!

پشت جلد کتاب، اون آقاهه رو قایم می کنم اما دستاشو نمی کشم...

روی جلد کتابم می نویسم: دوستت دارم را از من بسیار شنو.... دوستت دارم را با من بسیار بگو....

.

.

.

.

.

 
   - ای بابا! این چه کتابیه! یه جلد قهوه ای با یه شعر روش! با یه عالمه برگه سفید! مردم خل شدند! این همه هزینه کردند که چی بشه؟

    - این که کتاب نیست! دفتر نقاشیه! خوبه بخریمش واسه پسرمون! می خوام تابستون یه کلاس نقاشیه ردیف ثبت نامش کنم....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:21  توسط فا  |